کوروشکوروش، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

قشنگترین دلیل زندگی

روز قبل از به دنیا اومدن فرشته ی کوچولوی ما

1390/6/25 22:47
180 بازدید
اشتراک گذاری

قلبمیدونی کوروش جون تو وقتی اومدی توی دلم که توی شرایط سختی بودم و بین رفتن و موندن مردد بودم اما وخود تو ازم خواست بمونم و من موندم با روزهایی خوب را با تو رقم بزنم.مامانی جون دکتر سبزوار برای 23 بهمن بهم نوبت عمل داده بود.هوا خیلی سرد بود و من همیشه دوست داشتم روز به دنیا اومدنت برف بباره و این اتفاق افتاد.صبح زود منو بابا و مامانی به سمت سبزوار حرکت کردیم.نمیدونم چرا اصلا باورم نمیشد که قراره ببینمت.همش فکر میکردم عملم عقب میوفته.کلی ذوق داشتم اما به محض اینکه رفتم بیمارستان استرس همه ی وجودمو گرفت.خیلی احساس تنهایی میکردمافسوسوقتی لباس پوشیدم و منتظر شدم صدام کنن از ترس خیس عرق شده بودم.نمیدونم چی شد که بیهوش شدم و وقتی به هوش اومدم دردی داشتم که تا به حال نکشیده بودم.وقتی مامانی رو دیدم زدم زیر گریهگریهاما وقتی تورو نشونم دادند گفتم مامان چرا اینقدر نی نیمون نازهماچ1 ساعت بعد ازتولد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مامان ایلیا
31 شهریور 90 4:23
مبارک باشه عزیزم.واقعا نی نی نازی داری.هزر ماشالله.ببوسیدش.
بابای مانی
31 شهریور 90 9:12
مرسی عزیزم.حتما